حاج ملا هادي السبزواري

351

شرح مثنوى

ليكن هر يك جايى دارد ، به چند وجه : يكى آن كه نيّت صفت روح است و عمل صفت تن و نسبت صفتين در تفاضل نسبت موصوفين است . و دوم آن كه تكرّر نيّت باعث حصول ملكه مىشود ، كه مقصود بالذات آن است و بقاء دارد ، نه نفس عمل كه داثر و زايل است و مقصود بالعرض است . و سوم آن كه عمل متشابه و نيّت محكم است . و چهارم آن كه نيّت مراتب مترقّيه دارد ، و عمل به سبب آن تفاصلى مىگيرد نه بذات خود ، چنان كه مدلول اِنَّما الاعَمالُ بِالنِّيَّاتِ ( 1 ) بود ، بلكه به يك طور است و جمودى دارد ، مثل آن كه روزه مىگيرى ، مرتبه اى به جهت حصول صفاى قلب ، و مرتبه اى به جهت با خبرى از حال بطون غَرثى و اكبادِ حَرّى ، و مرتبه اى به جهت تخلق به اخلاق صمد لا يطعم . و صدقه مىدهى مرتبه اى به جهت بركت مال و مرتبه اى به جهت امر تكليفى ، و مرتبه اى به جهت رفع رذيلت بخل و مرتبه اى به جهت تخلق به اخلاق جوادِ كريم ، و همچنين . ( ( 2236 ) ) و آن كه بيدارست بيند خواب خوش * عارف است او خاك او در ديده كش ن 305 12 - ك 113 25 و آن كه بيدار است : يعنى از اهل كشف است ، مىبيند در بيدارى ، بالاتر از آن چه ديگرى در خواب مىبيند . ( ( 2249 ) ) چشم نيكو باز كن در من نگر * تا ببينى نور حق اندر بشر ن 306 3 - ك 113 32 نور حق اندر بشر : چه احكام ربانيّه و اخبار حقانيّه همه را بشر مىگويد . و در همهء انواع فلكيه و هيژده هزار عوالم حيوانات عنصريه ، اين گونه اخبار و آثار نيست . و مُدرَك با مُدرِك بايد سنخيت داشته باشد . پس آن كه مخاطب با خدا شده تخلق و تحقّق به او يافته . كعبه را يك بار بيتى گفت يار گفت يا عبدى مرا هفتاد بار ن ندارد - ك 113 32 گفت يا عبدى مرا هفتاد بار : حديث است كه : اَلعُبُوديَّةُ جَوهَرةٌ كُنهُها الرُّبُوبِيَّةِ ( 2 ) . چه بنده آن چه دارد از مولى است ، كه : « العبد لا يملكِ شيئاً » - كما قرّر فى الفقه . پس وجود و صفات و افعال همه از حق است . و « يا عبدى » ، تلميح است به حديث : لا يَسَعُنِى أرضى وَلا سَمائى وَلكن يَسَعُنىِ قَلبُ عَبدىِ المُؤمِنُ ( 3 ) .

--> ( 1 ) وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 34 . . ( 2 ) مصباح الشريعة . . ( 3 ) عوارف المعارف حاشيهء احياء العلوم ، ج 2 ، ص 250 . .